نمی دانم چرا ما انسانها عادت داریم آبی وسیع آسمان را رها کنیم
و جذب آبی کوچک چشمانی شویم که عمقی ندارد و می دانیم روزی بسته خواهـــــد شد
هر گاه خواستی از جاده شب بگذری در این اندیشه مباش که خورشید بر تو بیگاه طلوع کند!
بالاخره امتحانا تموم شد.
آخرین امتحان فیزیک بود که وقتی سوالا رو دیدم حسابی شوکه شدم. آخه همش تو جزوه بود و جوابا رو هم حتی حفظ بودم.
منو بگو با اون همه ذوق و شوق از استاد بخاطر سوالای آسونش تشکر کردم.
منو بگو که انقد بیخودی خوشحال شدم.
وای خدااااااااااااااااا
باید 20 میشدم.
نامرد بهم داد 5/17
نقد حسین سلطانمحمدی بر فیلم هر شب تنهایی
«حسین سلطانمحمدی» عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در گفتوگو با خبرنگار سینمایی فارس،در مورد فیلم «هر شب تنهایی» ساخته رسول صدرعاملی، اظهار داشت: «رسول صدرعاملی» در فیلم «هر شب تنهایی» به نکتهای اشاره میکند که موضوع جالبی است. هر سال تعداد قابل توجهی از افراد جامعه ما به زیارت امام رضا (ع) میروند، آنها حاجاتی دارند، به امام رضا(ع) اعتقاد دارند و به همین دلیل مشرف میشوند تا با توسل به امام رضا (ع) خواستههایشان را از خداوند متعال برآورده شده ببینند.
منبع: خبرگزاری فارس
این منتقد تصریح کرد: این موضوع همه گیر است و طبق آمار، سالانه 17 میلیون زائر از سراسر کشور به زیارت امام رضا (ع) میروند و با این موضوع درگیرند. «رسول صدرعاملی» هم تلاش کرده از این موضوع یک روایت ساده در غالب سینمای معناگرا بسازد و محور فیلم، توسل به امام رضا (ع) است به طوری که کاراکتر عطیه (با بازی لیلاحاتمی) که اعتقادش به امام رضا (ع) کمرنگ است، در پایان متحول میشود.
سلطانمحمدی تصریح کرد: «هر شب تنهایی» به لحاظ انتخاب بازیگرها و فیلمبرداری کار فوقالعاده است. «فرج حیدری» که پخته این کار است، صحنههای حرم امام رضا (ع) را فوق العاده به تصویر کشیده است.
وی ادامه داد: «هر شب تنهایی» بعد از فیلم «شب»، از معدود فیلمهایی است که به جامعهشناسی شهر هم مشهد میپردازد و قصههایی مثل: ارتباط رانندگان تاکسی با زوار،ارتباط با هتلها ،بحثهای محور شهر مشهد، مغازهها، بافت شهر مشهد و ورود اقشار مختلف به مشهد، خیلی خوب در آمده و در داستان پرداخته شده است.
وی در پایان گفت: «هر شب تنهایی» در مسیر فیلمسازی «رسول صدرعاملی» که در مسیر رویدادهای جاری اجتماع حرکت میکند، فیلمی پذیرفتنی است و فیلمی که از دل برآید بر دل مینشیند.
http://mhv85.mihanblog.com/post/778
فریاد
خانه ام آتش گرفته ست، آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش،
پرده ها و فرشها را، تارشان با پود.
من به هر سو می دوم گریان،
در لهیب آتش پر دود؛
وز میان خنده هایم، تلخ،
و خروش گریه ام، ناشاد،
از درون خسته ی سوزان،
می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
خانه ام آتش گرفته ست، آتشی بی رحم.
همچنان می سوزد این آتش،
نقشهایی را که من بستم به خون دل،
بر سر و چشم در و دیوار،
در شب رسوای بی ساحل.
وای بر من، سوزد و سوزد
غنچه هایی را که پروردم به دشواری،
در دهان گود گلدانها،
روزهای سخت بیماری.
از فراز بامهاشان، شاد،
دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب،
بر من آتش به جان ناظر.
در پناه این مشبک شب.
من به هر سو می دوم گریان از این بیداد.
می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
وای بر من، همچنان می سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان؛
و آنچه دارد منظر و ایوان.
من به دستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش،
وز لهیب آن روم از هوش؛
زآن دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود.
تا سحرگاهان، که می داند، که بود من شود نابود.
خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر،
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر؛
وای، آیا هیچ سر بر میکنند از خواب،
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد.
می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
سلام. من مهسا کهنسال 20 ساله اهل رشت دانشجوی رشته برق دانشگاه آزاد لاهیجانم.
امیدوارم بتونین مطالب مورد علاقتونو تو این وبلاگ پیدا کنین.
و خوشحال میشم که نظرتونو در مورد وبلاگ بهم بگین .
خوش باشیــــــــــــــــــــد
تا بعد.